سلام؛عیدتون مبارک!

اخرای سال انقدر سرم شلوغ بود نتونستم یه پست هم بذارم...هم جشن سال نو مهد بود هم کارهای خودم.

چهارشنبه سوری خوبی بود از روی اتیش پریدیم که تا اخر سال زرد ومریض نباشیم ولی چه فایده که روحم خیلی مریض تر از این حرف هاست..سال تحویل من وتپلی کنار هم بودیم دوتایی؛کنار سفره هفت سینی که با عشق چیده شده بود خیلی دعا کردیم برای دوستاممون برای خودمون دوتا ولی چه فایده که زندگی ما مثل یه چینی ترک خورده است که هر ان ممکن بشکنه..باورتون نمیشه که هر روز زندگی مون خراب تر از دیروز میشه...شاید جدایی بهترین راه باشه...یه بغض ته گلوم  که داره خفه ام میکنه!

هرچقدر سعی میکنم شاد بنویسم نمیشه.