بیست اسفند نود
تپلی جونم همه چیز در کنار تو برام زیبا است وتولد تو بهانه همه زیبایی ها...توللللللللللللللدت مبارک![]()
![]()
یک هفته برنامه ریزی کردم که چه طوری تولدش جشن بگیرم که کلی خوشحال بشه،چون تپلی کنار دوستاش بیشتر بهش خوش میگذره دوتا از دوستاش که همکار هم مستن با هم دعوت کردم ودوتا از دوستای خودم...یه رستوران که پاتوق خودمون دوتا است رزرو کردم که پاستا هاش معرکه است وفضای عالی وارومی داره(البته تپلی از هیچ کدوم از این برنامه ها خبر نداشت)اما دوست های بی معرفت تپلی هیچ کدوم نیومدن!!!!!!!!نمیدونین دیروز چه استرسی داشتم که به همه کارهام برسم صبح که از خواب پاشدم تند تند بادکنک باد کردم که می خواستم کادوم با هاش خوشگل کنم،بدو بدو رفتم قنادی کیک وشمع ها رو گرفتم بعد هم رفتم رستوران منتظر شدم که بچه ها بیان که یکی یکی زنگ زدن وگفتن نمیان
به جز هانی دوستم که تازه شب قبل عروسی داداشش بود خودش رسوند و واقعا ثابت کرد که یه دوست واقعی..برا تپلی یه نیم بوت چرم خریدم که از قبل سفارش داداه بودم براش بدوزن،هانی جونم که یه سیوشرت خیلی خوشگل براش اورده بود.قیافه تپلی دیدنی بود وقتی امد تو..اخه بهش نگفته بودیم که وچون یک روز قبل از تولدش براش جشن گرفته بودم اصلا به ذهن اش هم خطور نکرده بود..