زندگی پراز اتفاق ها وچیزهای قشنگ

؛مثلا همین رسمی که تازه دیشب فهمیدم وجود داره....دیشب که از خونه مادربزرگم برمیگشتیم دمه درمساجد پربود از ادم هایی که با شادی بهم دیگه تبریک میگفتن وشمع روشن میکردن انقدر شاد بودن که شادی اشون به ماهم منتقل شد!بعداز تموم شدن محرم وصفر مردم میرن در مساجد میزنن وبه حضرت زهرا تبریک میگن که محرم وصفرتموم شده وربیع الاول از راه رسیده....
خداروشکر محرم وصفرتموم شد خیلی ماه غم انگیزی...
ازخریدجهیزیه بگم که کلی چیزمیز خریدیم؛اصولا ما یک روز مراسم خرید داریم یک روز مراسم پس خریدون
!تعجب نکنید مراسم پس خریدون مراسمی که میریم وسایلی که با کلی زحمت خریدیم پس میدیم
....مادری به این نتیجه رسیده بودن با خواهر جان که کریستال هااصل چک نمی باشن واقای فروشنده به ما کلک زده به همین دلیل کلیه کریستال های خریداری شده را پس بردن واز یک فروشنده دیگر با کد تجاری واردکننده خریداری کردن والان بسیار بسیار خرسند هستن که کریستال های بنده اصل میباشد
...
یخچال سایت
(نخندین فروشنده به ساید میگفت سایت
)ماشین ظرفشویی ولباس شویی،ابمیوه گیری ،اتووجاروبرقی روهم خریدیم!!
از خرده ریزها هم ست ادویه وقندوشکر که بهش میگن پاسماوری،سرویس قاشق وچنگالم هم خریدم...از وقتی وسایل ام خریدم دلم میخواد هر چه زودتر برم سرخونه وزندگی خودم
...تپلی بیچاره در تلاش هنوز
!